سفارش تبلیغ
صبا
منوی اصلی
یادگار انقلاب
انقلاب اسلامی
لینک دوستان
آمار و اطلاعات

بازدید امروز :10
بازدید دیروز :12
کل بازدید :5083
تعداد کل یاد داشت ها : 63
آخرین بازدید : 97/2/6    ساعت : 7:58 ع
درباره
سنیه[67]

دل نوشته هایم... گاهی شعر هایم... گاهی نثر هایم... گاهی پریشانی های ذهن خسته ام که شعر نماهای بی قافیه و خسته است... گاهی ذهنم از این همه باید ها خسته میشود...
ویرایش
جستجو
مطالب پیشین
آرشیو مطالب
لوگوی دوستان
امکانات دیگر
چرک نویس من

آمدم از دست تو گیرم نمک

آخر این قصه تو داری فدک

قصه از آن روز شنیدن گرفت

فاطمه آمد به جهان شگفت

فاطمه دردانه ی احمد که بود

میخ در و سینه ی زهرا کبود

تیغ عدو فرق علی را درید

جام بلا قلب حسن را ندید

کرب و بلا، دشت بلا، پر ز خون

آب فرات، پر ز عطش، پر ز خون

دست جدا از تن سقای او

راس جدا از تن عباس کو؟

عمه سادات دلش خسته شد

آمد و هفتاد و یاری نشد

شمر لعین راس برادر ربود

زینب نالان دل عالم ببُرد

آمدم از دست تو گیرم نمک...




      

تو روضه ی مجسم مایی مدافع زینب

دوباره اکبرِ اربا مقابل زینب

صدای روضه ی دست عباس می آید

شبیه روضه ی علقمه، محافظ زینب

سرت چو اربابت بریده از قفا گشته

چقدر بالا رفته سر مرادف زینب

قنوت هر نماز تو حتما شهادتت بوده

که سر بریده ی بی دست در مشاهد زینب

شهادتت شهد کامت چون تو هم دیدی

ما رایت الا جمیلا مطابق زینب




      

کاش در کرب و بلا باران ببارد

زیر سقف آسمان نالان ببارد

کاش زینب گریه هایش با صدا بود

در کنار قتلگه نای نوایش بی نوا بود

کاش در تنهایی لیلا شریک غم بمانیم

در غروب نینوایی ها شریک هم بمانیم

کاش مرگ همساییه اینها نمیشد

زینب از داغ دلش همسایه ی اینجا نمیشد

کاش در کرب و بلا باران ببارد...




      

باز هم بار دگر نوبت ما شد

این بار صف کرب و بلا قسمت ما شد

ما نفس خود اینبار به قربانگه عشاق

بردیم که اینبار علم همت ما شد

ما پرده دری پیش شما یاد نداریم

گردن بگذاریم که سر شوکت ما شد

سر ها هم صف بسته و پاها همه محکم

شاید که شبی بی سری اش قسمت ما شد

 




      



پیامهای عمومی ارسال شده

+ خدا را شکر مولایم حسین است... به وقت مرگ بر لب یا حسین است... خدا را شکر ذکر روز و شبها... دعا و ذکر سجادش به لبها... (پریشانی های ذهنِ خسته)

+ شکر خدا که عباس شد یار کربلا... بشمار یک به یک روزهای کربلا... شکر خدا که قمر دار شد هاشمی... ماه تمام کرب و بلا شد به غمزه ای... ( پریشانی های ذهن خسته)

+ خواب مشهد دیده ام، پابوس آقا رفته ام... خواب آن دلبر که دل برده ز اهل دین و دنیا رفته ام... خواب دیدم مُرده ام سمت زیارت رفته ام....در میان مرگ من دنیای فردا دیده ام...

+ از جودِ جواد است که ما جاویدیم... از راز رضا است که ما مدهوشیم... ما شیعه ی این باغ مصفا شده ایم... اول بخدا زنده به نام و کرم و جود شدیم... ( پریشانی های ذهنِ خسته)

+ رجب که می آید... عطر دعای سحر را با خود می آورد... رجب آمد... به انتظار تو نشسته ایم ای ماه خدا...

+ دوستت دارم خدای بی پناهی های زینب.. دوستت دارم خدای بی قراری های عباس... دوستت دارم خدای خستگی های رقیه... دوستت دارم خدای دردهای خیس و خسته... دوستت دارم خدای کربلا، مکه، مدینه...دوستت دارم خدای مسجد و محراب کوفه...دوستت دارم خدای کاظمین و طوس و مشهد...

+ بوی عیدی بوی تو... بوی یاس و نرگس... عطر تند صلوات... وسط سفره ی عید... بوی شالِ سبز آقا که نشسته روی خاک... با اینا دلتنگیمو خاک میکنم... با اینا خستگیمو سر میکنم... (پریشانی های ذهنِ خسته)

+ تازه فهمیدم که اصلا در پی آقا نمی رفتم... شبی دیدم که او آمد ولی در خود نمیدیدم... نبودش همتی در من که از جایم بپاخیزم... بگفتم حال او اینجاست... بماند فرصتی دیگر... ( پریشانی های ذهنِ خسته)

+ شبی آهی کشم از نای جان تا بر بیاندازد ز این دنیای پست و دون... تمام بی پناهی، بی گناهی، بی سرانجامی های این دنیای بد کینه... شبی آهی کشم از نای جان تا کاخ ظلم و هر چه ظالم را براندازد... منم من، آنکه در دل صد هزاران درد دارد... منم من، آنکه دلدارم تویی یا رب... ببین این روزهایی که دوباره عید می آید... یکی سالِ دگر هم رفت و نیامد جان ما آخِر..

+ نامت به زیبایی سرو های ایستاده در طوفان است...همانقدر زیبا که تو با آن قد و بالای رعنایت به پدر لبخند زدی.... نامت به زیبایی خورشید تابان تابستان است... همان قدر درخشان و دلگرم کننده... نامت علی که باشد، دوست لبخند زند... دشمن به اخم و کینه است... فرق ندارد، از نوع اکبرش باشی یا اصغر! راستی به نظر شما علی اصغر شبیه امیرالمونین(ع) بود یا پیامبر (ص)؟... گمانم.... کینه است دیگر... میسوزاند...