سفارش تبلیغ
خرید بلیط هواپیما، خرید و رزرو اینترنتی ، چارتر، سامتیک
منوی اصلی
یادگار انقلاب
انقلاب اسلامی
لینک دوستان
آمار و اطلاعات

بازدید امروز :1
بازدید دیروز :8
کل بازدید :3471
تعداد کل یاد داشت ها : 55
آخرین بازدید : 96/11/2    ساعت : 1:56 ص
درباره
سنیه[59]

دل نوشته هایم... گاهی شعر هایم... گاهی نثر هایم... گاهی پریشانی های ذهن خسته ام که شعر نماهای بی قافیه و خسته است... گاهی ذهنم از این همه باید ها خسته میشود...
ویرایش
جستجو
مطالب پیشین
آرشیو مطالب
لوگوی دوستان
امکانات دیگر
چرک نویس من

آمدم از دست تو گیرم نمک

آخر این قصه تو داری فدک

قصه از آن روز شنیدن گرفت

فاطمه آمد به جهان شگفت

فاطمه دردانه ی احمد که بود

میخ در و سینه ی زهرا کبود

تیغ عدو فرق علی را درید

جام بلا قلب حسن را ندید

کرب و بلا، دشت بلا، پر ز خون

آب فرات، پر ز عطش، پر ز خون

دست جدا از تن سقای او

راس جدا از تن عباس کو؟

عمه سادات دلش خسته شد

آمد و هفتاد و یاری نشد

شمر لعین راس برادر ربود

زینب نالان دل عالم ببُرد

آمدم از دست تو گیرم نمک...




      

تو روضه ی مجسم مایی مدافع زینب

دوباره اکبرِ اربا مقابل زینب

صدای روضه ی دست عباس می آید

شبیه روضه ی علقمه، محافظ زینب

سرت چو اربابت بریده از قفا گشته

چقدر بالا رفته سر مرادف زینب

قنوت هر نماز تو حتما شهادتت بوده

که سر بریده ی بی دست در مشاهد زینب

شهادتت شهد کامت چون تو هم دیدی

ما رایت الا جمیلا مطابق زینب




      

کاش در کرب و بلا باران ببارد

زیر سقف آسمان نالان ببارد

کاش زینب گریه هایش با صدا بود

در کنار قتلگه نای نوایش بی نوا بود

کاش در تنهایی لیلا شریک غم بمانیم

در غروب نینوایی ها شریک هم بمانیم

کاش مرگ همساییه اینها نمیشد

زینب از داغ دلش همسایه ی اینجا نمیشد

کاش در کرب و بلا باران ببارد...




      

باز هم بار دگر نوبت ما شد

این بار صف کرب و بلا قسمت ما شد

ما نفس خود اینبار به قربانگه عشاق

بردیم که اینبار علم همت ما شد

ما پرده دری پیش شما یاد نداریم

گردن بگذاریم که سر شوکت ما شد

سر ها هم صف بسته و پاها همه محکم

شاید که شبی بی سری اش قسمت ما شد

 




      



پیامهای عمومی ارسال شده

+ بشکن سبو را ساقیا، چنگی نزن مطرب به ناز... آن یارِ شیرین سخن، نامد بسویم همچو باز...برگرد ساقی جانِ من... برگرد ای شیرین شکر...برگرد مهدی ( عج) فرصتی...از تو بگیرم رخصتی( پریشانی های ذهنِ خسته)

+ باران تویی!تو که بیایی باران می آید...برف می آید... خورشید می تابد... تو که بیایی همه چیز می آید... فقط تو بیا منجیِ موعودِ من...

+ صدای پایت هنوز در کوچه پس کوچه هایمان نمی آید و این یعنی هنوز کوچه های شهر را با قدومت پُر باران نکرده ای!بیا بارانِ همیشه پُر مهرِ دنیا...بیا یا صاحب الزمان (عج)...

+ تو را دارم... به جای همه ی دنیا...تو را که دارم، هیچ نمیخواهم! خدایی کن برایم ای خدا....

+ بانو عنایتی که زیارت کنم تو را....بانو شفاعتی، کرمی، یک کرامتی... یا حضرت معصومه (س) (پریشانی های ذهنِ خسته)

+ شکر خدا که عشقِ تو آفرید... من را برای عاشقیِ از تو بیافرید... یا صاحب الزمان (عج)... (پریشانی های ذهنِ خسته)

+ شهد شیرینِ وصالت را کجا جویم که من... در زمینِ خشکِ قم پا در رکابت مانده ام... (پریشانی های ذهنِ خسته)

+ خدایی میکند من را هوایت... ورودم را بزن باب الجوادت... یا ضامن آهو...

+ میشود روزی برنامه ای را دانلود و نصب کنم با این عنوان " قرآن صوتی با صدای منجیِ موعود"... آن وقت تمام لحظه ها چشم میبستم و گوش تیز میکردم تا.... تا ندارد!تمام لحظه ها...

+ دلم هوایی شده... اصلا قرار ندارد... انگار بی قراری را از قرار بهتر میداند... دلم هوای دو رکعت نماز بالاسر دارد...