سفارش تبلیغ
واحد طراحی
واحد طراحی
درباره
سنیه[78]

دل نوشته هایم... گاهی شعر هایم... گاهی نثر هایم... گاهی پریشانی های ذهن خسته ام که شعر نماهای بی قافیه و خسته است... گاهی ذهنم از این همه باید ها خسته میشود...
ویرایش
جستجو
مطالب پیشین
آرشیو مطالب
لوگوی دوستان
امکانات دیگر
چرک نویس من

قسم به خون شهیدان که راه تو جاوید

قسم به سر مقابل چشمان زینبی سوگند

امیری و سپهبد و سردار و حافظ زینب

تو ذوالفقار علی بوده ای به فرق حیدری سوگند

تو زنده ای و دشمنت همیشه ترسیده

قسم به غیرت چشمان قاسمی سوگند

انتقام سخت و پی در پی وعده ما شد

قسم! به قیام دولت علوی سوگند

حرم حرم طواف وداع تو بس زیباست

قسم که لایق این طواف و زیارتی سوگند

برای تو تنها شهید زیبنده است

قسم به بیکران نگاه رهبری سوگند

سنیه منصوری 15/10/98

 




      

خدارا شکر مولایم حسین است

به وقت مرگ اربابم حسین است

خدا را شکر در فردای محشر

تمام مال و اموالم حسین است




      

بعد از غدیر نوبت سلطان کربلاست

یعی صفا و مروه زینب چه پر بلاست

ابلیس دست در دست حرملست

قربانگه ذبیح خدا دشت نینواست




      

خواستم از اویی بگویم که رفت به کمک سیل زده ها. پدری که دلتنگ فرزند میشود و فرزندی که بیقراری پدر میکند و همسری که چشمش به راهِ رفته است...

اما دیدم چشم انتظاری بزرگ تری دارم!

آقا جانم!  گمانم تا کنون دروغ میگفتم.

یا نه! در حالتِ خوش بینانه، معنی چشم انتظاری و ثرد و فراغ و چشمِ به راه مانده را نمیفهمیدم.

الان میفهمم که تا کنون نمیدانستم درد عمیق جان چیست!دلشوره و بیخوابیِ بیتابانه چیست. الان میفهمم من اصلا منتظر نبودم.فقط میخواستم بیایی شاید چون یاد گرفته ام باید بگویم آقا بیا.

شاید بخاطر قیمت مرغ و گوشت و تبعیض و تفاوت و ارباب و رعیت گری های دنیایم خواستم بیایی. کمی شبیه به من کاری نکنم و تو تمام مسیولیت ها را بپذیری و دنیا را بدون تلاش من، زیبا کنی.

آقا جان... ببخش که منتظرت نبودم...

اللهم عجل لولیک الفرج




      

دلتنگ شدم برای آقا جانم، دلتنگ شدم دلم ترک برداشتست،دلتنگی عالمی برایش کم بود، آقای خودم دلش هزاری خون بود،دلتنگ شدم برای تو یا مهدی، یک جمله نوشتم و جهانم خالیست، از عشق دلم هزار معنا برداشت، مهر تو هزار عشق در دل بگذاشت...

عاشقانه های انتظار فرج

اللهم العجل لولیک الفرج




      



پیامهای عمومی ارسال شده

+ پسرم پاشو، مادرت اومد قصه کوتاهه، آرزوت اومد آرزوش بوده، رخت دامادیت تن تو کرده، کفن خونیت پسرم پاشو، آرزوم پاشو تو که تب کردی، مادرت دق کرد سرِ بالینت، خیلی هق هق کرد آرزوهاشو، واسه تو چال کرد تا که خندیدی، دنیاشو ول کرد واسه تو دق کرد، آرزو چال کرد واسه دیدارت، سرِ خاک اومد با یک گل اومد، دلِ چاک اومد مادرت اومد، پرِ خون اومد پی تابوتت، با جنون اومد مادرت اومد، مادرت اومد داستان (رویای مادر)

+ سلام دوستان عزیز! با مدد الهی و نگاه شهدای عزیز، نگارش جلد چهارم و آخر از مجموعه (از روزی که رفتی) با نام "اسطوره ام باش مادر" به پایان رسید.

+ رسم است به عاشورا، اکبر بشود اربا رسم است عبا پیچی، بر پیکر عاشورا رسم است به عاشورا، این شادی و پاکوبی رسم است جهان پر غم، پاکوبی احساسی رسم است تن قاسم، بر خاکِ و مظلومه رسم است پدر در خاک، مولا بزند بوسه نوبت به عبا باشد، اینک به تن قاسم رسم است به خون شستن، با رمز تو ای القاصم (دلتنگی برای سپهبد دوران)

+ روی قبرش بنویسید پدر بود که رفت آخرین حرف لبش وقت سفر بود که رفت بنویسید پدر با همه جانش جنگید شاهد خستگی اش وقت سحر بود که رفت آخرین خط بنویسید پدر محرم بود محرم اهل حرم اهل خطر بود که رفت (دلتنگی برای سپهبد دوران)

+ اسطوره زمانه تویی اشتر علی من مانده ام بعد تو یاور ولی سوگند میخورم بعد تو قاسمم پا در کاب و مهیا و عازمم تا روز انتقام توغرقِ در عزا در روز محشرشان میدهند بها (دلتنگی برای سپهبد دوران)

+ انگشترت نگین سلیمانی من است دستت شبیه ماه کربلایی من است (دلتنگی برای سپهبد دوران)

+ کشتی نوح ز طوفان به سلامت گذرد ما نوح نشین پسر فاطمه در کرب و بلاییم...

+ بعد از غدیر، آب، طلایی گران بهاست...

+ امروز خدا لطف عیان کرد به دنیا امروز علی داد به ما عالی والا مسعود و مبارک خبری داد پیمبر مولای همه عالمیان شد علی اعلا...

+ بعد از غدیر نوبت طوفان کربلاست